محمد مهدى ملايرى
173
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دور مانده اصلاح كرد يا مطالبى را كه در آن ناتمام مىنمايد تكميل نمود « 1 » . يكى از مطالبى كه در اين قطعه آمده و در آنچه مسعودى در مروج الذهب از گفتهء ابن خردادبه آورده وجود ندارد مطلبى است كه بدينشرح دربارهء پهلبد ذكر شده : « بزرگترين خوانندهء ايران در روزگار خسروپرويز پهلبد بود . وى از مردم مرو بود و عود مىنواخت و در اين هنر ماهر و برتر از همه بود ، با سخن موزون آواز مىخواند و خود او براى آن آهنگ مىساخت ، و هرگاه حادثهاى روى مىداد كه دبيران ديوان و خبررسانان از رساندن آن خبر به شاه واهمه مىداشتند آن را به پهلبد مىگفتند ، و او آن را در حضور شاه ، با آواز و ساز و با آهنگى كه خشم را فرونشاند ، مىخواند . و از آوازهائى كه او بدينطريق خوانده و از آهنگهاى معروف او در ستايش و تبريك و مانند اينها هفتاد و پنج آهنگ است كه يكى از آنها اين است كه او در هنگامى كه قيصر و خاقان از خسروپرويز ديدار مىكردهاند سروده و خوانده است : قيصر ماه ماند و خاقان خورشيد * آن مَن خداى ابر ماند كامگاران كه خواهد ماه پوشد كه خواهد خورشيد در اين رساله دو حكايت ديگر هم از خسروپرويز و پهلبد نقل شده كه در يكى از آنها از خوانندهء ديگرى به نام شركاس سخن رفته كه چون او در مهارت از پهلبد در گذشته بود در آتش حسد وى سوخته و هلاك شده بود و با اينكه از اين بابت مورد عتاب پرويز قرار گرفت از قصاص او در امان ماند . ابن خردادبه ، در آنچه مسعودى از او روايت كرده ، موسيقى را بدينگونه
--> ( 1 ) . مانند اين متن در مروج الذهب ( ج 5 . ص 128 ) به نقل از ابن خردادبه : « و قال فندروس الرومى . « جعلت الأوتار اربعة بازاء الطّبايع : فجعل الزير بازاء المرّة الصّفراء و المثنى بازاء الدّم ، و المثلث بازاء البلغم ، و النّم ( ؟ ) بازاء المرّة السوداء . و للّروم من الملاهى . . . » و در رسالهء مختار من كتاب اللهو و الملاهى . . . « قال فيذرس الرومى : جعلت الاوتار الاربعة بازاء الطبايع الاربعة ، فجعل الزير بازاء المّرة الصفراء ، و المثنى بازاء الدّم ، و المثلث بازاء البلغم ، و البمّ بازاء السّوداء . فالزير للخنضر و المثنى للبنصر و وزنه ضعف وزن الزير ، و المثلث للوسطى و وزنه ضعفا وزن الزير ، و البمّ للسبّابة و وزنه ثلثة اضعاف وزن الزير . و اتّخذت الفرس الناى للعود و . . . » ( الدراسات شماره 3 سال 3 ، صفحه 318 ) .